توابع
توابع : در واقع توابع کلماتی هستند که اعراب(حرکت آخر کلمه را اعراب گویند : رفع / نصب / جر / جزم ) ثابتی برای خود ندارند. و اعراب خود را از کلمات قبلشان می گیرند.یعنی در اعراب تابع کلمه قبل از خود هستند.
توابع به 5 دسته تقسیم می شوند :
1- صفت
2- عطف به حروف
3- بدل
4- عطف بیان
5- تاکید
که در اینجا تک تک آنها را بررسی می کنیم.
صـفـت
توابع : در واقع توابع کلماتی هستند که اعراب(حرکت آخر کلمه را اعراب گویند : رفع / نصب / جر / جزم ) ثابتی برای خود ندارند. و اعراب خود را از کلمات قبلشان می گیرند.یعنی در اعراب تابع کلمه قبل از خود هستند.
توابع به 5 دسته تقسیم می شوند :
1- صفت
2- عطف به حروف
3- بدل
4- عطف بیان
5- تاکید
که در اینجا تک تک آنها را بررسی می کنیم.
صـفـت
در سال دوم دبیرستان صفت و موصوف و شرایط آنها را خوانده یم.و در ابتدای همین کتاب،در درس دوم باز به آن پرداختیم .در اینجا دوباره به آن اشاره ای می کنیم
صفت: کلمه ای است که بعد از موصوف خود می آید و حالت و چگونگی اسم را بیان می کند . مثلاَ :
صفت: کلمه ای است که بعد از موصوف خود می آید و حالت و چگونگی اسم را بیان می کند . مثلاَ :
الرجـلُ الشجـاعُ (الرجل = موصوف ، الشجاع = صفت)
* به طور کلی صفت در 4 چیز از موصوف خود تبعیت می کند:
1- اعراب => مومنٌ صالحٌ ( هر دو مرفوع هستند)
2- جنس (مذکر یا مونث بودن)=> المومنه الصالحه (هر دو مونث هستند)
3- معرفه یا نکره بودن =====> مومنهٌ صالحهٌ (هر دو نکره هستند)
4- تعداد (مفرد/مثنی/جمع)==> مومنتان صالحتان ( هر دو مثنی هستند)
1- در اعراب : یعنی هر اعرابی که موصوف با توجه به نقش خود در جمله بگیرد ( مثلا گاهی مبتدا و مرفوع است.. گاهی مفعول و منصوب و غیره..)، صفت نیز همان اعراب موصوف خود را می گیرد.لذا برای همین است که جزو توابع محسوب می شود.
مثال:
سلَّـمتُ علی رجـلٍ عالمٍ
در مثال بالا : رجلٍ =مجرور به حرف جر(علی) است.و لذا صفت (عالم)نیز چون اعراب خود را از موصوف(رجل) می گیرد، پس مجرور است: عالمٍ = صفت و مجرور
مثال دیگر :
کتاباً = مفعول به و منصوب
کبیراً = صفت و منصوب (به تبعیت از کتاباً)
مشکل که نبود نه؟؟؟؟ پس بریم سراغ مورد دوم توابع، یعنی عطف به حروف.
1- اعراب => مومنٌ صالحٌ ( هر دو مرفوع هستند)
2- جنس (مذکر یا مونث بودن)=> المومنه الصالحه (هر دو مونث هستند)
3- معرفه یا نکره بودن =====> مومنهٌ صالحهٌ (هر دو نکره هستند)
4- تعداد (مفرد/مثنی/جمع)==> مومنتان صالحتان ( هر دو مثنی هستند)
1- در اعراب : یعنی هر اعرابی که موصوف با توجه به نقش خود در جمله بگیرد ( مثلا گاهی مبتدا و مرفوع است.. گاهی مفعول و منصوب و غیره..)، صفت نیز همان اعراب موصوف خود را می گیرد.لذا برای همین است که جزو توابع محسوب می شود.
مثال:
سلَّـمتُ علی رجـلٍ عالمٍ
در مثال بالا : رجلٍ =مجرور به حرف جر(علی) است.و لذا صفت (عالم)نیز چون اعراب خود را از موصوف(رجل) می گیرد، پس مجرور است: عالمٍ = صفت و مجرور
مثال دیگر :
اشتریتُ کتاباً کبیراً
کتاباً = مفعول به و منصوب
کبیراً = صفت و منصوب (به تبعیت از کتاباً)
مشکل که نبود نه؟؟؟؟ پس بریم سراغ مورد دوم توابع، یعنی عطف به حروف.
عطف به حروف
دسته بندی : عربی - سوم دبیرستان ,
برچسب ها : توابع ,
تبلیغات 





جمعه 25 آذر 1390, 09:45 ب.ظ


